»نهج البلاغه:
شهید احمد فرهمند

10 تیر 1397

شهید احمد فرهمند

نام پدر:عباس

تاریخ شهادت : ۱۳۶۱/۶/۱۷

همانا مومنان (واقعی) کسانی هستند که به خدا و رسول او ایمان آورده،پس ار آن هیچگاه شک به دل راه ندادند ودر راه خدا با مال و جانشان جهاد کردند،ایشان به حقیقت راستگو هستند.

زندگی نامه

آخرین ماه فصل بهار ۱۳۳۲ بود که دیدگان اهل خانه به تولد فرزندی روشن  گردید که سالها بعد یکی از حماسه سازان دفاع از کشور عزیزمان ایران شد.

ارادت قلبی به اهل بیت باعث شد تا برایش نام مبارک احمد انتخاب کنند . وی از کودکی به دین اسلام و قرآن و دستورات آن علاقه ی زیادی داشت و همیشه در مجالس مذهبی شرکت می نمود. و با وجود مشکلات فراوان که در زندگی پدر بزرگوارش بود تحصیلات خود را با موفقیت به پایان رسانید و پس از چندی به طور داوطلب به خدمت زیر پرچم رفت و برای این که خدمتی به میهن اسلامی خود کرده باشد در شهربانی استخدام شد و در مدتی که در شهربانی بود با مردم خوش برخورد و مهربان بود و در ضمن در حین خدمت با وجود خفقانی که در رژیم گذشته وجود داشت در پشت پرده به فعالیت های سیاسی هم نیز می پرداخت و در پیروزی انقلاب هم سهم مؤثری داشت و با مردم شهر خود همکاری چشمگیری برای هر چه بهتر به ثمر رسیدن انقلاب داشت .در شهربانی هم که مشغول کار شد یکی از ویژگی هایش این بود که همیشه همکاران خود را دعوت به پیاده کردن احکام اسلامی می نمود به طوری که پس از وقوع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران می گفت که مملکت ما در خطر است و برای نگهداری آن باید به پا خیزیم به هر حال سپس به طور داوطلبانه وارد جبهه شد و پس از مدت چهارماه که در کردستان با منافقین ضد خدا جنگید در تاریخ ۱۳۶۱/۶/۱۷ به دست آنها شربت شهادت نوشید.

همسرشهید می گوید: از شهید دو یادگار مانده یکی محمد که ۶ماهه بود و دیگری طاهره ، روزی که برای خداحافظی آمد حس غریبی بود انگار درودیوارهای خانه نیز فهمیده بودند که احمد رفتنی است از نگاههای او به آسمان ، به درودیوار خانه میشد این را براحتی فهمید. هیچگاه یادم نمی رود  بچه ها را یکی یکی درآغوش کشید می بویید ومی بوسید و فقط توصیه می کرد رسالت زینبی را فراموش نکنی ، نکنه خدای نکرده بی صبری کنی  ، رفت ونگاه غمبار ما نیز بدنبالش . شبی که او در سقز شهید شد نیمه های شب محمد درون گهواره خیلی بی تابی می کرد پای گهواره اش نشسته بودم وحال عجیبی به من دست داده بود، لالایی محمد همراه شد با اشک چشمانی که سالها بعدنیز خشک نشد انگار آن شب محمد هم نیز فهمیده بود که  پدرش یکی از فداییان راه ولایت و انقلاب شده

روحش شاد و یادش گرامی باد.

لینگ مطلب: http://www.shohadatabas.ir/?p=829

نظر بدهید...

نظر شما برای “شهید احمد فرهمند”

قالب وردپرس