»نهج البلاغه:
شهید سیدمحمود میرصادقی

12 تیر 1397

شهید سیدمحمود میرصادقی

نام پدر : سیدقاسم

تاریخ شهادت : ۱۳۶۱/۳/۴

…..آنها که در راه خدا هجرت کردند،واز خانه های خود بیرون رانده شدند،ودر راه من آزاردیدند،وجنگ کردند وکشته شدند، سوگند یاد می کنم، که گناهان آنها را می بخشم وآنها را دربهشتهائی که زیر درختان آن نهرها جاری است، وارد می کنم این پاداشی است از طرف خداوند، وبهترین پاداشها نزد پروردگار است.

زندگی نامه :

روزدهم از ماه تیرماه ۱۳۳۸ درخانه پر از مهر و محبت یکی از سادات گرانقدر روستای دیهشک گلی رویید که سالها بعد عطرآن فضای کشور اسلامیمان را معطر کرد.

فضای دینی ومذهبی خانواده باعث شد تا نام زیبای محمود راکه  ازالقاب جدش رسول الله (ص) است بـرایش انتخاب نمایند . دوران کودکی محمود درکنار کانون گرم خانواده هر روز سپـری می شد تا اینکه به سن شش سالگی  رسید و برای تحصیل علم مشتاقانه وارد دبستان شد. این دوره را تا کلاس ششم ادامه داد ولی با توجه به مشکلات زندگی نتوانست ادامه تحصیل بدهد لذا آن را رها و به کارگری مشغول شد. ولی ۱۲ بهاربیشتر از عمرش نگذشت که داغ پدر بر دلش گذاشته شد و باعث شد تا با تلاش بیشتر وتحمل زحمت مضاعف ادامه  زندگی دهد . محمود علاقه عجیبی به امام (ره) داشت به گونه ای که هرگاه تصویر مبارک امام از تلویزیون پخش می شد بلند می شد وبرآن بوسه می زد . او به مسایل دینی علاقه ی زیادی داشته و همیشه در مراسمات و مجالس مذهبی شرکت فعال داشت با شروع انقلاب اسلامی در همه راهپیمایی ها شرکت می نمود روزی که به فرمان امام راحل (ره) فرمان تشکیل بسیج صادرشد با افتخار به عضویت این نهاد مقدس درآمد ودرتمام فعالیت ها ی بسیج ودوره های آموزشی بسیج شرکت می کرد . برای رفتن به دیار عاشقان لحظه شماری می کرد تا اینکه موفق شد از طریق بسیج مشهد به جبهه اعزام شود بعد از رشادت های زیاد و نبرد دلاورانه بر علیه دشمنان اسلام و قرآن در منطقه کوشک به تاریخ ۱۳۶۱/۳/۴ شربت شهادت نوشید و به دیدار معشوق خود شتافت. مادرشهید نقل می کند : روزی که اعلام شهادت شد وشهید را آوردند برای وداع آخر رفتم به بالینش حال عجیبی داشتم، وقتی جنازه محمود را دیدم که خون آلود و به واسطه ماندن در منطقه عملیاتی مقداری کبود شده، فریاد برآوردم، دستای بچه ام کو، مرتب فریاد می کشیدم و خدا گواهه به چشم خودم دیدم که دست چپش مقداری حرکت داشت گویا می خواست به من بفهماند که مادرم نگران نباش دست دربدن دارم .

روحش شاد و راهش گرامی باد.

لینگ مطلب: http://www.shohadatabas.ir/?p=1006

نظر بدهید...

نظر شما برای “شهید سیدمحمود میرصادقی”

قالب وردپرس