»نهج البلاغه:
شهید غلامرضا زمانی

09 تیر 1397

شهید غلامرضا زمانی

نام پدر: ابراهیم

تاریخ شهادت  : ۱۳۶۴/۱۱/۲۳

محل شهادت :   ام رساس

به آنها که در راه خدا کشته می‏شوند، مرده مگوئید، بلکه آنان زندگانند، ولی شما نمی‏فهمید.

زندگی نامه

به معنای حقیقی کلمه عاشق شهادت بود ، می توان گفت او بارها شهید شده بود، خون جوشان و خداجوش انرژی عظیمی از عشق و ایثار در او ایجاد نمود، گویا خدا وی را برای مبارزه و استقامت آفریده بود، یک لحظه آرام نداشت، در شوقی شگفت و باور نکردنی غوطه می خورد، گویا یک لحظه آرامش و نظاره کردن را گناه بزرگی می دانست، و حتی در این وضع هرگز به گستردگی نیرو رفعت توان بدنی خویش نمی نگریست. روحش پاره آتش مهار شده ای بود که هر لحظه می خواست قفس خویش را بسوزاند ، شیری در قفس تنش گرفتار بود، کرنش با شکوه این انسان وارسته را می شد ، در ارتعاش صدایش ، در حرارت گفته هایش ، در نیروی فعال و دائم در حرکت پیکرش دریافت . روانش نمی توانست در قالب تن آرام بماند « قالبش داشت از قلب سبکتر می شد »

او سال ۱۳۳۴ در پهنه ی کویری روستای « محمد آباد » از توابع شهرستان طبس و در خانواده ای با اخلاص و اهل کار و تلاش چشم به روشنای هستی گشود. سالهای کودکی را در طبیعت بی آلایش زادگاهش ، در رویاهای شیرین کودکانه بسر آورد. و در هفت سالگی وارد دبستان شد، استعداد خدادادی ، پشتکار و جدیتی که داشت، باعث شد تحصیلات خود را با موفقیت تا مرحله دیپلم ادامه دهد . سپس مدتی را در ژاندارمری به عنوان جوانمرد افتخاری به خدمت مشغول شد. بعد از تشکیل سپاه پاسداران ، این نهاد را بعنوان سنگری برای خدمت به جامعه و دفاع از ارزشهای اسلام برگزید. دل عاشق ، جان داغدار ، روح تشنه ، روان امیدوار ، در او قیامتی از غیرت ، ایمان و عشق برانگیخته بود. دلداده ای گم کرده را می مانست که به شمیم معطر دوست،در بدر کوچه باغهای عرفان بود، زهر زمان به یاد گل از دست داده اش،گریبان صبوری را با دست های اشک و حنجره ی ناله می درید. چه بسیاری از شبهای تنهائی و خلوت پارسائی را ، به نمازی دل آویز بر می خاست. جان خسته را در درگاه خداوند، به سجود می کشید. او همگام با چنین احوال زیبائی ، دلیرانه در سنگر جهاد گام می گذاشت و همراه انقلاب به نشر و رشد ارزشها کوشا بود . سلاح بر دوش نهاد و همگام با مبارزان خط مقدم ، به جهاد پرداخت ، او گویا زاده شیر و فرزند شمشیر بود. چنان شجاعانه به قلب دشمن متجاوز حمله برد که اعجاب همگان را بر انگیخت . سرانجام در جبهه ی ام رساس در عملیات والفجر ۸ به ۲۳/۱۱/ ۱۳۶۴ ، آتش اشتیاق را به دیدار محبوب جهانیان فرو نشاند و در فوران خون طاهر خویش ، راهگشای همسنگران مبارزش شد.

‹ گرامی باد خاطره ستیزش که پیکر جوانی و تقوی بود ›

زیباست مرگ سرخ تو ای ساقه جوان               خوش باد حجله گاه تو از عشق لاله زار

در سوگ تو لباس عزا ؟ این چه یاوگی ست       تا می دمد صدای تو از نای چشمه سار

گزیده ای از وصیت نامه شهید

« خدایا به معاد تو و قیامت تو معتقدم و امید به بخشایش تو دارم خدایا عدل تو را قبول دارم اما به فضل وجود تو پناه می برم خدایا توفیق فرما که بنده ی شایسته تو باشم ای خدای من این شهادتین را به عینیت برسان خدایا مرا نیز در این سرنوشت راضی و خشنود بگردان و مرگم را در راه خودت شهادت قرار بده. »

لینگ مطلب: https://www.shohadatabas.ir/?p=671

نظر بدهید...

نظر شما برای “شهید غلامرضا زمانی”

قالب وردپرس