»نهج البلاغه:
شهید محمدرضا معقول

12 تیر 1397

شهید محمدرضا معقول

نام پدر : غلامحسین

تاریخ شهادت  : ۱۳۶۳/۱۲/۲۵

 

به آنها که در راه خدا کشته می‏شوند ، مرده مگوئید، بلکه آنان زندگانند، ولی شما نمی‏فهمید.

زندگی نامه

اوایل دیماه سال ۱۳۴۴ در یک خانواده مذهبی در روستای میان آباد بخش دستگردان کودکی پا به عرصه گیتی نهاد که نامش را محمدرضا نهادند . محمدرضا در دامان مادری صبور، سخت کوش و ارادتمند به علی ابن ابیطالب و همسرش زهـرا (س) رشد و نمو کرد .سحرخیزی و شب زنده داری در راه خدا و اُنس با دعا، نماز و روزه و قرآن را از همان اوان طفولیت همراه با طبل بیدارباشی که پدر متعهد و مؤمن و با اخلاص او غلامحسین قبل از سحر و تا پاسی بعد از آن برای بیداری مومنین در ماه مبارک رمضان بر روی بام منزل خویش در روستا می نواخت ، تجربه کرد. در ۷ سالگی علی رغم وجود یک دبستان ۵ پایه در روستای میان آباد صرفاً با عنایت به وضعیت مطلوب آموزشی دبستان یوسفی قدیم عشق آباد در آن آموزشگاه ثبت نام کرد ولی بعد از گذشت سه ماه مشکلات ایاب و ذهاب باعث شد که محمدرضا برای ادامه تحصیل به دبستان سعدی محل زادگاهش انتقال یابد . و تا کلاس پنجم در آنجا تحصیل کرد و بعد از آن تا سال چهارم متوسطه تحصیلات خود را در مدرسه راهنمایی و دبیرستان و شهر فعلی عشق آباد ادامه داد. از همان کودکی به اعتقادات مذهبی و مجالس دینی عشق و علاقه ی وافری داشت . بـا اولین جرقه ای که در بخش دستگردان برای انقلاب اسلامی زده شد خود را برای مبارزه آماده کرد . به نحوی کـه پدرش مـی گوید رضـا بچه ی روشن و آگـاهی بـود و در شرایطی که مـا بزرگترها می ترسیدیم مرگ بر شاه را بگوییم رضا بچه ها را جمع می کرد و به آنها می گفت: بلند بگویید مرگ بر شاه.

رضا چند مرتبه برای جبهه ثبت نام کرد اما چون از نظر جسمانی کوچک و کوتاه قد بود مسئولین اعزام نیرو در شهرستان و استان او را برگشت می دادند اما او که جز به خشنودی خدا به چیز دیگری نمی اندیشید و روح لطیفش آماده پرواز شده بود بعد از شهادت عمویش عزیزالله در جبهه نوسود عزم خود را جزم کرده و مصمم شد که در جبهه حضور پیدا کند .

صبح روز ۱۳۶۳/۱۰/۱۸ رضایت نامه امضا شده را گرفت و با همه خداحافظی نمود و چون کبوتری پرواز کرد و خود را به سپاه اسلام رسانید . وپس از آموزش های رزمی به عنوان یک نیرو درگردان ولی الله از لشکر ۵ نصر خراسان سازماندهی شد و به دفاع از میهن اسلامی پرداخت تا سرانجام در تاریخ ۱۳۶۳/۱۲/۲۵ مفقودالاثر شد تا این که پیکر پاکش بعد از ۱۱ سال همراه پیکر پاک همسنگرش شهید حسن فاطمی به روستای میان آباد منتقل شد و پس از تشییع جنازه ی باشکوهی در کنار یکدیگر دفن گردیدند.

گزیده ای از وصیت نامه شهید

در این لحظه که قلم به دست گرفته و وصیت نامه ای را می نویسم به هیچ وجه اطمینان ندارم که شهید می شوم ، خداوندا رحمتی کن آنچنان که تو دوست می داری بمیرم و در هنگام مرگ قلبم مالامال عشق تو باشد و به غیر از تو به هیچ کس و هیچ چیز امید ندارم. بار الها بر پوست نازکم رحم کن از آتش سوزان! یاریم نما که در راه تو بمیرم ! شما برادران و خواهرانم!

لینگ مطلب: https://www.shohadatabas.ir/?p=987

نظر بدهید...

نظر شما برای “شهید محمدرضا معقول”

قالب وردپرس