»نهج البلاغه:
شهید یوسفعلی مددی

12 تیر 1397

شهید یوسفعلی مددی

نام پدر: محمد

تاریخ شهادت : ۱۳۶۰/۹/۱۸

هرگز گمان مبرآنها که در راه خدا کشته شده‌اند، مردگانند، بلکه زنده ‏اند نزد پروردگارشان و روزی داده می‏شوند.

زندگی نامه

در اولین روزهای فصل بهار سال ۱۳۴۰ در روستای بم بخش دستگردان در خانه پر مهر محمد گلی رویید که بعداً عطرش فضای میهن اسلامی را معطر کرد.گل تازه روییده در خانواده ی محمد، یوسفعلی نام گرفت و مادر متدین و مؤمنش او را با بردن در محافل مذهبی و روضه امام حسین (ع) حسینی و عاشق اهل بیت عصمت و طهارت پرورش داد. علاقه ی زیادی به فراگیری مسائل دینی و مذهبی و روحانیت متعهد داشت و چندین مرتبه در همان دوران از دست روحانیونی که برای تبلیغ دین در ماه های محرم و رمضان به روستا مسافرت می کردند جهت فراگیری مطلوب مسائل دینی و اعتقادی جایزه گرفت .چهار ساله بود که پدرش دار فانی را وداع گفت لذا تحت سرپرستی و مراقبت مادرش قرار گرفت . علی رغم بضاعت اندک و مشکلات عدیده ی زندگی ، تحصیلات راهنمایی را در عشق آباد به پایان رساند ولی عدم تمکن مالی خانواده باعث شد که تحصیل را رها و جهت امرار معاش و تأمین هزینه های زندگی روانه تهران شود. مدتی در تهران و بعد از آن در طبس ، گچساران ، دو گنبدان و اردکان یزد به کارگری مشغول شد . محمد جوانی بود انقلابی و در بدو انقلاب اسلامی در تظاهرات و راهپیمایی هایی که علیه رژیم پهلوی خائن انجام می شد حتی الامکان شرکت می نمود به نحوی که بعد از گذشت چندین سال هنوز قسمت هایی از شعارهایی که در اوایل انقلاب اسلامی بر دیوارهای محل سکونت نوشته به چشم می خورد. زمان سربازی او که فرا رسید خود را برای خدمت وظیفه زیر پرچم مقدس جمهوری اسلامی ایران معرفی کرد . مـادرش می گوید با عنایت به این که او تنهـا نان آور خانه ی من بود استشهاد محلی درست کردم تا او از خدمت وظیفه معاف کنم ولی متوجه شد و به نشانه اعتراض استشهاد را پاره کرد و در مورخه ۱۳۵۹/۷/۱۸ برای گذراندن دوره آموزش نظامی عازم پادگان در تربت حیدریه شد و بعد از اتمام دوره آموزش نظامی در گردان ۱۰۴ لشکر ۷۷ پیروز خراسان سازمان دهی گردید و بلافاصله علی رغم این که می توانست در پادگان بماند داوطلبانه به مناطق جنگی جنوب رفت. چند ماه تا زمان شهادت پا به پای رزمندگان در ارتش اسلام به عنوان بی سیم چی و منشی گروهان در عملیات های مختلف از جمله عملیات فتح المبین در محور شوش ثامن الائمه و شمال آبادان و عملیات طریق القدس در منطقه ی عمومی غرب شهرستان سوسنگرد و منطقه عمومی بستان شرکت کرد و در عملیات فتح بستان مجروح شد . او را به بیمارستانی در تهران منتقل نمودند و بعد از چند روز سرانجام این سرباز رشید در مورخه ۱۳۶۰/۹/۱۸ شربت شهادت نوشید. پیکر پاک این شهید پس از انتقال به بخش دستگردان و تشییع در زادگاه خود روستای بم به خاک سپرده شد.

گزیده ای از وصیت نامه

اکنون که پای در چکمه می کنم و آماده ی نبرد با کافران بعثی می باشم از خدا می خواهم که دستم به روی ماشه نرود مگر به خاطر او و به یاد او . زیرا هدفم الله و مرادم روح الله و عشقم شهادت است . اگر چنان چه با خون من اسلام زنده می شود بگذار خون من ریخته شود خدایا این خون ناقابل را از من قبول فرما !

بـرادران و خـواهران ! اگـر من در ایـن راه شهید شدم برای من هیـچ نگران نباشید و هـر وقت بر مـزار من آمدید اگر  می خواهید که روح من شاد باشد گریه نکنید .

اگر گشتم به خون غلطان ، مخور غم مادر نالان

گلستان می شود ایران از این گلها که شد پرپر

لینگ مطلب: https://www.shohadatabas.ir/?p=966

نظر بدهید...

نظر شما برای “شهید یوسفعلی مددی”

قالب وردپرس